جوانی و نوجوانی

 
دل انگیزترین فصل زندگی‌
نویسنده : محمد نایبی - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠
 

مراحل حیات بشر را از لحظه تکوین جنین تا ولادت و سپس تا مرگ به ۸مرحله تقسیم کرده اند که عبارت اند از: دوران جنینی، مرحله کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، بزرگسالی، پیری، و کهولت.

 
     
 
 
 
     

 
 
نکته طلائی در افزودن عزت نف
نویسنده : محمد نایبی - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠
 

نکته طلائی در افزودن عزت نفس

یکی از دلایل عمده بسیاری از اختلالات رفتاری و شخصیتّی در کودکان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی (عزت نفس) است، بنابر این امروزه در اصلاح و درمان بسیاری از این اختلالات، پرورش و تقویّت احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و مهارتهای فردی و اجتماعی آنان، نقش بسزایی ایفا می کند. از این رو با توجه به اهمیّت عزت نفس در رشد شخصیت و سلامت روانی کودکان و نوجوانان، در جهت تقویت و افزایش آن، موارد زیر به والدین و دست اندرکاران تعلیم و تربیّت توصیه می شود:



 
 
چگونه استرس و افسردگی جوانان را کاهش دهیم؟
نویسنده : محمد نایبی - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠
 

چگونه استرس و افسردگی جوانان را کاهش دهیم؟

فشار کاری در پدران و مادران، بی حوصلگی آنان، پخش فیلم ها و سریال های حادثه ای و غمگین و کمبود سرگرمی های مفرح، سبب شده است که برخی از اعضای خانواده ها شاد نباشند.

 



 
 
والدینم حرف مرا نمی فهمند
نویسنده : محمد نایبی - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠
 

 

والدین و بحران نوجوانی فرزندان 

زمانی که به شکوه های نوجوانان گوش می کنیم ، مسائلی را می شنویم که مصداق این شعر مولوی است:

هر کسی از ظن خود شد یار من                                       وز درون من نجست اسرار من

 


 
 
چند توصیه مهم به والدینی که به آینده ی فرزند نوجوان خود اهمیت می دهند.
نویسنده : محمد نایبی - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠
 

رازت را به من بگو!

چند توصیه مهم به والدینی که به آینده ی فرزند نوجوان خود اهمیت می دهند. 

نوجوانی، مرحله ای خاص از زندگی است که بر جنبه های گوناگون جسمی و روحی فرد تأثیر می گذارد. نوجوان در این سن، علاقه ای ندارد که جزییات زندگی و کارهای روزمره اش را برای والدین تعریف کند و دوست دارد مستقل باشد، البته این مسائل در سنین نوجوانی یعنی بین 13 تا 19 سالگی طبیعی است. گاهی این طرز رفتار آنها و میل به تنها بودن ، والدین را عصبی و تا حدی نگران می کند. والدین باید بدانند چگونه در عین ارتباط با فرزندانشان در سنین نوجوانی به حریم آنها تجاوز نکنند.


 
 
چگونه با فرزندنوجوانمان صحبت کنیم
نویسنده : محمد نایبی - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠
 

چگونه با فرزندنوجوانمان صحبت کنیم

می گویند فرزند هر چقدر هم که بزرگ شود باز هم برای پدر و مادر کودک است . شاید به همین دلیل باشد که پدیده نوجوانی ، والدین را در برابر موقعیتی قرار می دهد که یا آن را نمی پذیرند و یا گمان می کنند که این واقعه مربوط به زمان حال نیست و بلوغ پدیده ای است که در آینده برای فرزند آنها اتفاق خواهد افتاد ...


 
 
ویژگی های دوران نو جوانی
نویسنده : محمد نایبی - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠
 
ویژگی های دوران نو جوانی


نوجوانی اغلب به دوره ای بین کودکی و بزرگسالی اطلاق می شود . این واژه ، برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد ( تقریباً سنین 12 – 20 سالگی ) است و چنین استعمالی ، هیچ گونه قید و تعریفی درباره ی خصوصیات رشد نوجوان ها یا علل اختصاصی نوجوانی ندارد.
هر دوره ای از زندگی را می توان بر مبنای پاره ای از مسائل رشدی ، نظیر : مسائل بیولوژیکی ، روانی و اجتماعی دسته بندی کرد. از جمله آنها که به طور مشخص ، ولی نه الزاماً در طی دهه دوم زندگی ، اتفاق می افتد ارتباط با جنس مخالف ، آگاهی های شغلی ، رشد ارزشها و خود محوری های مسئولانه و باز شدن گره های عاطفی با والدین است.
دوره نوجوانی را باید یک مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی کرد. دوره ای که با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود. این ویژگی ها عبارت اند از :
1 – نوجوانی ، یک دوره مهم به شمار می رود.
گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی این دوره مهمتر از سایرین می باشد . زیرا تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد دارد. با در نظر گرفتن این که سایر دوره های زندگی ، به دلیل تأثیرات درازمدت آن ، پرمعنی و قابل توجه هستند ، لیکن دوره ی نوجوانی ، یکی از دوره هایی است که از هر دو جنبه ی تأثیرات ناگهانی و درازمدت برخوردار و قابل توجه است. برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیکی و بدنی ، با اهمیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیکن نوجوانی از هر دو جهت مهم است.
2 – نوجوانی ، یک دوره ی انتقال ( برزخی ) است.
انتقال به معنی یک وقفه یا تغییر از آنچه که قبلاً انجام شده نیست، بلکه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است که آنچه قبلاٌ واقع شده ، نشانه ی خود را روی آنچه که در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . کودکان در زمانی که از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های کودکانه را کنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود که ترک کرده اند.
به هرحال ، این مهم است که درک کنیم آنچه قبلاً واقع شده ، نشانه های خود را باقی گذاشته است و بر الگوهایِ نوینی از رفتارها و نگرش های فرد اثر می گذارد.
در طی هر مرحله ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه کودک و نه بزرگسال است. اگر مانند کودکان رفتار کند ، به او گفته می شود که به مانند سن خودش عمل کند و اگر سعی کند نظیر بزرگسالان عمل کند ، اغلب متهم می شود که برای شلوارهای کوتاه خود ، خیلی بزرگ شده و برای این تلاشی که انجام می دهد تا مثل بزرگترها عمل کند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد که فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد تا آنها تصمیم بگیرند که چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.
3 – نوجوانی ، یک دوره ی تغییر است.
میزان تغییر در نگرش ها و رفتار در طی دوره ی نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است و در طی سال های اولیه نوجوانی ، زمانی که تغییرات بدنی با سرعت انجام می شود ، تغییرات در نگرش ها و رفتار نیز با شتاب به وجود می آید و همچنان که تغییرات بدنی آرام به پیش می رود. به همان نسبت نگرش ها و رفتار نیز تغییر می یابند.



تقریباً پنج نوع تغییر وجود دارد که در طی دوره ی نوجوانی واقع می شود:
نخستآن که ، حیات عاطفی ( انفعالی ) توسعه می یابد. شدت آن به سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی بستگی دارد که در این زمان واقع می گردد. زیرا این تغییرات ، معمولاً در اوایل نوجوانی سریع تر اتفاق می افتد. توسعه ی حیات عاطفی معمولاً در آغاز نوجوانی بیشتر از انتهای نوجوانی مطرح می شود.
دوماین که ، سرعت تغییراتی که با رشد جنسی همراه است، نوجوانان را از خودشان و از استعدادها و علائقشان نامطمئن می سازد. آنها به شدت احساس بی ثباتی می کنند، احساسی که اغلب با تدابیر مبهمی که آنها از سوی معلمان و والدین دریافت می کنند، تشدید می شود.
سوم ، تغییراتی است که در بدن ، علائق و نقش هایی که در گروههای اجتماعی از آنان انتظار می رود ایفا نمایند، به وجود می آید و مسائل جدیدی را می آفریند. برای نوجوانان کم سن وسال ، این تغییرات بسیار زیاد است و کمتر از آنچه که قبلاً تصور می کردند قابل حل به نظر می رسد. قبل از این که آنها مسائلشان را حل کرده و به رضایت برسند ، با خودشان و مسائلشان درگیر خواهند بود.
چهارم ، همچنان که الگوهای علائق و رفتار تغییر می یابد، ارزش ها نیز متغیر خواهند بود . آنچه که در زمان کودکی برایشان مهم بود، اکنون که در آستانه ی بزرگسالی قرار دارند ، کمتر اهمیت پیدا می کند؛ به عنوان مثال ، برای بیشتر نوجوانان ، مسئله ی دوستانی که از همسالان هم تیپ و جذاب باشند ، مهمتر از تعداد زیادی دوست است که سنخیت روحی با او نداشته باشند. آنها اکنون به مسئله کیفیت ، بیشتر از کمیت، اهمیت می دهند.
پنجم این که ، بیشتر نوجوانان در مورد تغییرات ، حالتی متغیـّر دارند. زمانی درخواست و تقاضای استقلال دارند، ولی اغلب از مسئولیت هایی که همراه با استقلال و ارزیابی آنهاست ، هراس دارند.
4 – نوجوانی ، سنی مسئله آفرین است
گرچه هر سنی مسائل خاص خودش را دارد ، با این حال ، مسائل نوجوانان اغلب برای پسران و دختران به گونه ای است که آنها به سختی از عهده ی حلشان برمی آیند. دو دلیل برای این مسئله وجود دارد:
اول اینکه ، در سرتاسر دوره ی کودکی ، مسائل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می شود، در حالی که بسیاری از نوجوانان به دلیل بی تجربگی ، به تنهایی از عهده ی حل مسائلشان برنمی آیند.
دوم اینکه نوجوانان دوست دارند احساس کنند که افرادی مستقل و آزاد هستند . آنها درخواست ارائه راهی را دارند که خودشان بتوانند از عهده ی حل مسائل برآیند و کوشش هایی را که از جانب والدین و معلمان برای کمک به آنها ارائه می شود ، نمی پذیرند.
5 – نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است
در سراسر سن گروه گراییِ اواخر کودکی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان که قبلاٌ اشاره شد ، کودکان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند که تقریباً و در حد امکان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این که شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند.
6 – نوجوانی ، سن هراس است
بسیاری از عقاید عمومی درباره نوجوانان، به شرح وضعیت آنها و ارزیابی هایی در این زمینه پرداخته است و متأسفانه تعدادی از آنها ، نظری منفی نسبت به نوجوانان می باشد. پذیرش قالب های فرهنگی در مورد نوجوانان ( 13 تا 19 ساله ها ) بسیاری از بزرگسالانی را که باید راهنمایی و حمایت از نوجوانان را عهده دار شوند به این مرحله هدایت کرده است که از چنین مسئولیتی در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرش های خود نسبت به آنان و تدابیری که در رابطه با رفتار نوجوانان باید اتخاذ شود ، احساس همدلی نداشته باشند.
7 – نوجوانی ، زمانِ آرمان گرایی است
نوجوانان تمایل دارند که به زندگی از ورای عینک سایه و روشن نگاه کنند. آنها به خود و سایرین آن چنان می نگرند که دوست دارند بهتر از آنچه که هستند ، خود را باور کنند. این مطلب به ویژه در مورد آرزوهای نوجوان صادق است . این آرزوها در اوایل نوجوانی با توسعه ی عواطف همراه هستند. بیشتر حالات غیر واقعی آنان شامل رنجش زیاد ، آزار و ناکامی است و نوجوانان زمانی که احساس کنند دیگران آنها را دست کم می گیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ، این حالات را از خود نشان می دهند.
با توسعه ی تجارب اجتماعی و شخصی و با افزایش قدرت تفکر عقلانی ، نوجوانان رشد یافته تر ، به خود ، خانواده ، دوستان و زندگی به طور کلی واقع بینانه تر می نگرند. در نتیجه آنها کمتر از ناامیدی و توهم معقول رنج می برند و نسبت به سالهایی که جوانتر بودند واقع گراتر می شوند. این یکی از موقعیت هایی است که آنها را در شادی های بیشتری که خاص نوجوانان رشد یافته تر است ، مشارکت می دهد.
8 – نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است
همچنان که نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند و می خواهند این باور را پیدا کنند که نزدیک بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می پوشند و مانند آنها عمل می کنند ولی با این حال تصور می کنند که اینها کافی نیست. بنابراین ، روی رفتارهایشان متمرکز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند که این رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می آورد.

 
 
خانواده و نیازهای جوان و نوجوان
نویسنده : محمد نایبی - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠
 
خانواده و نیازهای جوان و نوجوان





 
خانواده و نیازهای جوان و نوجوان








یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی، نهاد خانواده است که اهمیت بسیاری در رشد و شکوفایی و تربیت استعدادهای اجتماعی افراد دارد به طوری که می توان ادعا کرد اگر در جامعه ای آسیب های فراوان اجتماعی و روانی به چشم می خورد به طور عمده محصول جوامع کوچک و از جمله «خانواده» است. به طور مثال شاید بتوان گفت جوانی که در کوچه و خیابان و مکان های عمومی رفتاری دور از شأن یک فرد عادی دارد و طبق نظر کارشناسان امور اجتماعی و تربیتی «بزهکار» محسوب می شود، در اصل از تربیت ضعیف خانوادگی رنج می برد.
مهم ترین عنصر تربیت در خانواده والدین هستند که در تمامی دوران رشد و تحول فرزند با او هستند و نیازهای او را به خوبی می دانند اگر این نیازهای روانی مانند احتیاج به محبت و درک آن توسط والدین و ... در خلال دوره تحول، به حد کافی ارضا نشود و والدین به خاطر مشکلات زندگی ماشینی با فرزند خود در ارتباط دائم نباشند، نه تنها یک فرد نااهل را به جامعه تحویل می دهند بلکه با چنین غفلتی، جامعه خود را نیز به سوی انحراف فرهنگی و آسیب های اجتماعی سوق خواهند داد. بسیاری از والدین، نیاز فرزندان خود را محدود به خوراک و پوشاک می پندارند و وقتی به مراکز مشاوره خانوادگی یا کانون های اصلاح و تربیت می روند، با این جملات از وضعیت بد و اسفبار فرزندانشان اظهار ندامت می کنند که: «ما شب و روز مشغول کار و تلاشیم که فرزندمان در رفاه باشد و مبادا احساس نیاز کند»! در حالی که نیاز جوان امروزی فراتر از خوراک و پوشاک است و چه بسا خانواده های مرفهی که به خاطر پول زیاد دچار مشکلات اجتماعی می شوند و نظام خانواده و اجتماع را به ورطه انحطاط سوق می دهند پس باید توجه داشت که شخصیت اصلی انسان در دوران کودکی و نوجوانی شکل می گیرد و مهم ترین نیازهای اساسی جوانان و نوجوانان عبارتند از:
۲) وجود محبت، صلح و دوستی و صفا و صمیمیت بین اعضای خانواده: که می توان گفت بسیاری از جوانانی که تا پاسی از شب در کوچه ها و خیابان ها با دوستان خود پرسه می زنند و وقت خود را تلف می کنند، دارای کانون گرم خانوادگی نیستند و برای ارضای نیازهای خود به محبت، با افرادی دوست شده اند که ممکن است در آن ها رفتارهای ناصحیحی مانند کشیدن سیگار و سایر مواد اعتیادآور، به کار بردن الفاظ رکیک و زشت و اعمال و رفتار ناهنجار را مشاهده و تقلید کنند. ۳) نیاز به پذیرفته شدن و درک شدن: که می تواند جبران سریع و قاطعی برای حقارت های احتمالی گذشته باشد. بی تردید اگر روح تشنه جوان با معرفت صحیح و قانع کننده ای آشنا نشود و با بهره گیری از نیروی انتخاب و اختیار به عناصر فرهنگی و اندیشه های صحیح دست نیابد و نتواند انگیزه های قوی و بی نهایت خویش را در مسیری رشد یابنده، کمال بخش و ارضا کننده قرار دهد، روشن است که سر به عصیان خواهد گذاشت در حالی که نهاد خانواده می تواند با کارکرد صحیح خود که از آگاهی والدین سرچشمه می گیرد، دوران بحرانی نوجوانی را به مسیری برای رشد و تکامل فرد تبدیل کند. ۱) آرامش در خانواده: که نقش مهمی در رفتار افراد خانواده دارد جوانان بزهکار و معتاد به طور معمول در خانواده هایی رشد و نمو پیدا کرده اند که از طلاق ها و بگومگوها و جر و بحث های پدر و مادر، ناآرام بوده است.